آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
458
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
حال راه نجات اين است ، كه انسان طريق زهد و ترك بپويد . در منابع موجوده بيشتر مطالب راجع به همين جنبه زهد و ترك مزدكيه است . نزد اين طايفه چنان كه نزد مانويه ، اصل آنست ، كه انسان علاقه خود را از ماديات كم كند و از آنچه اين علاقه را مستحكمتر ميسازد اجتناب ورزد ، از اين رو خوردن گوشت حيوانات نزد مزدكيه ممنوع بود « 1 » و درباره غذا ، همواره تابع قواعد معينى بودند و رياضتهايى مىكشيدند « 2 » . منع خوردن گوشت حيوانى سبب ديگر هم داشت ، براى خوردن حيوان ، كشتن حيوان لازم بود و ريختن خون نتيجهاش منع ارواح از حصول نجات ميشد « 3 » . شهرستانى روايت مىكند كه مزدك « امر بقتل نفوس ميداد تا آنان را از اختلاط با ظلمت نجات ببخشد » . ممكن است مراد از اين قتل ، كشتن خواهشها و شهوتها باشد ، كه سه راه نجاتند . مزدك مردمان را از مخالفت و كين و قتال بازميداشت . بعقيده او چون علت اصلى كينه و ناسازگارى ، نابرابرى مردمان است ، پس بايد ناچار عدم مساوات را از ميان برداشت ، تا كينه و نفاق نيز از جهان رخت بربندد . در جامعه مانوى « برگزيدگان » بايستى در تجرد بمانند و بيش از غذاى يكروز و جامه يكسال چيزى نداشته باشند . از آنجا كه نزد مزدكيه نيز همين ميل بزهد و ترك موجود بوده ، ميتوان حدس زد ، كه طبقه عاليه مزدكيان هم قواعدى
--> ( 1 ) - بيرونى ، ابن الاثير . در شريعت مانى خوردن گوشت براى « برگزيدگان » ممنوع بود . بالاتر ص 218 را بهبينيد . ( 2 ) - در عبارتى از متن اوستايى ونديداد صحبت از كسانى است ، كه با استووذوتو Astovidhotu ( به پهلوى استوذات Astvidhat ) نبرد ميكنند ، كه عفريت مرگ باشد ، از جمله اين اشخاص و كسى است كه با كفار ناپاكى جنگ مىكند ، كه قهرا مردمان را از خوردن بازميدارند ، مانند مزدك بامدادان كه مردم را تسليم گرسنگى و مرگ ميكرد ، چنين كسى با استوذات نبرد مىكند » ، بنابروايت ابن الاثير خوردن تخم مرغ و شير و كره و پنير براى مزدكيان مباح بوده است . ( 3 ) - روايت عربى نزد طبرى ، ر ك « سلطنت كواذ » ، ص 79 .